تبليغاتX
فتوهایکو

فتوهایکو

.

 

به نظراينگونه مي رسدكه درست است كه هايكو يك سبك شعرخارجي وژاپني است
 و هنگام سرودن  اين نوع شعر بايد قواعد خاص آن را رعايت كنيم اما به نظر من نوع
 نگاه ما نبايد نگاه شاعر ژاپني باشدچون ما سراينده هايكو از فرهنگ ايراني هستيم
 وشاعر ژاپني از فرهنگ ژاپني وبهتر است همانگونه كه درتوليد هر محصولي آن
محصول رنگ وبوي جغرافيا وفرهنگ آن منطقه را به خود مي گيرد در سرودن هايكو
 هم اين نكته را رعايت نمائيم وهايكو را با توجه به فرهنگ غني وجاري خودمان
 بسرائيم .

 

 محمدرضا برزگرحسيني  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 14:58  توسط .  | 

 

1) هايكو قالب شعر ژاپني است كه در 17 هجا و سه سطر نوشته مي‌شود. هايكو شايد مهمترين كالاي صادراتي فرهنگ ژاپن به جهان امروز باشد. تعداد كساني كه در سراسر دنيا ـ از پير و جوان و زن و مرد ـ در كار گفتن هايكو هستند شايد قابل شمارش نباشد. اين قدر سايت و و بلاگ به زبانهاي مختلف در مورد هايكو وجود دارد كه شايد عمرهاي كوتاه ما به خواندن آنها كفاف ندهد. علاوه بر اين، كرسيهاي هايكو شناسي در دانشگاههاي معروف غرب در پي شناخت و شناساندن اين پديده ادبي و فرهنگي با يك نگاه علمي است.

چه چيز باعث شده كه يك قالب ادبي تا اين حد محبوبيت فراگير پيدا كند؟ شايد در وهله اول، ترجمه پذيري آن مهمترين نكته‌اي باشد كه باعث اقبال عمومي بدان شده باشد. هايكو بيشتر مبتني بر تصوير است تا بازيها و شگردهاي زباني است. برگرداندن تصوير به زبانهاي ديگر بسيار راحت‌تر از ترجمه ترفندهاي زباني است. در اين هيچ ترديدي نبايد كرد. فلسفه‌اي كه با هايكو همراه است نيز از عواملي است كه آن را براي ملتهاي مختلف جذاب كرده است. دعوت به ديدن طبيعت از نگاهي ديگرگونه به خودي خود پيشنهادي دلرباست و در عصر آهن و تكنولوژي انسانها به اين نوع نگاه نياز روحي شديدي دارند. سهل و ممتنع بودن اين نوع شعر بسياري از اهل ذوق را بر آن مي‌دارد كه در اين فرم طبع آزمايي كنند. چون در وهله اول به نظر مي‌آيد، سرودن چنين شعرهايي از عهده همه كس بر مي‌آيد. و البته بسا كسان كه تا هميشه در اين پندار باطل باقي مي‌مانند و همه عمر عنوان هايكوسرا را با خود يدك مي‌كشند. وضع قواعد روشن و فرمولهاي عملي براي گفتن هايكو از جمله مواردي است كه ديگران را وا‌ مي‌دارد بر طبق دستور العملهاي هايكو سرايي وارد اين عرصه شوند و بدون احساس تكلف و دشواري به سرودن هايكو بپردازند. بعيد مي‌دانم در ادبيات هيچ سرزميني اين قدر قواعد معين و مشخص براي سرودن شعر در يك قالب ادبي وضع شده باشد.

 

2) نكته مهم اينجاست كه بسياري از مخاطبان اين نوع شعر و علاقه‌مندان گفتن هايكو با خواندن اين دستور العملها، احساس مي‌كنند ابزارهاي لازم را براي هايكوسرايي در اختيار دارند و كار تمام است. اما آيا واقعاً با وضع قواعد و نوشتن دستور العمل مي‌توان روح شعر را در كسي تزريق كرد؟ متأسفانه كاربردي به نظر رسيدن اين دستورهاي شاعري، در ايجاد اين توهم كه هايكو گفتن كاري بي دردسر و بدون رياضت ذهني و زباني است نقش مهمي داشته است. اين دستورها، متأسفانه به يكسان سازي فرم و زبان شعر مي‌انجامد كه با ذات شعر كه از كليشه و چارچوب بيزار است در تضادي آشكار است. يعني چنين روندي منجر به توليد انبوه محصولات مشابه فكري در كارخانه‌هاي ذهن و زبان شاعران هايكو سراي سراسر جهان، تحت ليسانس فرهنگ ژاپني شده است و اين يكنواختي و تكرار لحن و زبان و تصوير، شور و عمق راستين هايكو را پوشانده و آنچه توليد مي‌شود محصولاتي است كه از لحاظ ظاهر به اصل خود شباهت دارند، اما از طعم و عطر و خاصيت آن خبري نيست.

نكته بعد،‌ تسليم بي چون و چراي هايكوسرايان به نمادها و تصاوير و خصايل فرهنگ ژاپن است. گويي، بايستي فصل واژه‌هاي همه هايكوسرايان جهان هماني باشد كه شاعران ژاپني گفته‌اند و تخطي از اين اصول، گناهي نابخشودني است. اگر هايكوسراي ژاپني ماه سرد را نماد پاييز مي‌داند، ديگران را در همه زمانها و مكانها چاره‌اي نيست جز اينكه به اين نماد تن در دهد. حتي اگر در اوج تابستان، سردي ماه را با تمام رگ و پي حس كند، براي آنكه مبادا به عدم رعايت قواعد مسلم انگاشته شده متهم شود، حس دروني خود را ناديده مي‌انگارد و به حسي كه فرهنگها و دستور العملها به او ياد داده‌اند، پناه مي‌برد. آيا فصل واژه‌هاي يك شاعر كويري ايراني با فصل واژه‌هاي يك شاعر شمالي بايد يكسان باشد؟

 

3) آيا بي آنكه با روح طبيعت مأنوس باشيم، مي‌توانيم هايكوي خوبي بيافرينيم؟ بسيار دشوار است. اما واقعيتي كه امروزه با آن روبروييم اين است كه هايكوسرايان امروز طبيعت را از روي هايكوهاي استادان اين شعر آموخته‌اند و در خود طبيعت كمتر مطالعه كرده‌اند. اين همان اتفاقي است كه در شعر قديم فارسي نيز اتفاق افتاده است. شاعران سبك خراساني در قرن چهارم و پنجم برخوردي بي‌واسطه با طبيعت و محيط اطراف خود داشتند. اما شاعران دوران بعد، بجاي آنكه همانند اسلاف خود با طبيعت و محيط پيراموني درگير شوند،‌ با تصاوير شعري ديوانهاي شاعران پيش از خود درگير شدند و شناختشان از طبيعت، همان شناختي شد كه از رهگذر مطالعه اشعار ديگران به‌دست آورده بودند. در واقع، نگاه آنان نسخه بدلي بود از نگاه استادان پيشين، و اصالت نداشت. بناچار، عناصر طبيعي در شعر آنان به شكل استعاره و ايماژ در آمد كه برگرفته از سنت شعري بود نه ديدار بي واسطه با مناظر و مرايا.

حال اين سؤال پيش مي‌آيد كه سرودن هايكو از روي يك عكس (فوتو هايكو) كاري اصيل است؟ و آيا حسي كه از ديدن يك تصوير به انسان دست مي‌دهد، از جنس همان حسي است كه در مواجهه رو در رو با همان منظره در او ايجاد مي‌شود؟ واقعيت اين است كه رئاليستي‌ترين عكسهاي گرفته شده از رئاليستي‌ترين مناظر، هرگز بازتاب واقعي آن منظره نيست. چرا كه از منظر نگاه عكاس (كادر انتخابي) در آن منظره تصرفي صورت گرفته كه رئال بودن منظره را زير سؤال برده است. با اين توصيف، ارزشي مي‌توان براي آن تصوير قائل شد و بر مبناي آن هايكويي سرود كه اصالت داشته باشد؟ چه بسا كه آدمي در عمر خود چنين منظره‌اي را ـ با همان تفاصيلي كه گفتيم ـ تجربه نكرده باشد. آيا ديدن يك عكس از آن منظره‌، تجربه‌اي اصيل و واقعي خواهد بود و مي‌تواند موجد يك حس و نهايتاً منجر به يك هايكو اصيل و واقعي شود؟

براي اين سؤال عجالتاً پاسخي قطعي و قاطع ندارم. زيرا اين نكته را نيز نبايد از خاطر برد كه در هر عكس، براي هر فرد، خاطره‌اي از يك منظره قبلي زنده و تداعي مي‌شود كه ممكن است هيچ ربطي به آن عكس نداشته باشد. در واقع، اين عكسها براي هر كس تداعي‌گر خاطره‌هاي خود آنان است از مناظر مشابه. و بنابراين، در ذهنشان با ديدن آن عكس، خاطرات قبل بازآفريني و حسي كه مربوط به آن است زنده مي‌شود.

...

اينها تأملاتي است كه امشب في البداهه در ذهنم گذشته و بر درستي آن اطمينان صد در صد ندارم و همفكري دوستان اهل فن كه در اين باب مطالعه و تعمق دارند،‌ مي‌تواند در پخته شدن آن كمك كند.

 

 

سیدعلی میرافضلی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:35  توسط .  | 

پست هفتم

 

به فوتو هايكو كه سرزدم، ديدم بازار هايكو كساد نيست. بعضي ها قشنگند . بعضي ها ( البته به نظر من!)  خيلي تصنعي  ساختگي . انگار مجبور به اين سراييدن بوده اند.

 

در مورد اين هايكو!

چيز هايي كه نظر مرا جلب كرد( البته پس از اين همه مدت! و خوانش شعر دوستان)

ماهور با سفال بازي كرده، براي الهام خانه مهم است، روح پريشان شهر آشنا قشنگ بود. فرهام در رهايي ، وداع ، ويراني سكون و باران در كارهاي سارا منعكس است. كتايون در جستجوست! غم در كار آرش پيداست! ليلا و بهروز در انتظارند مانند بيژن.هركدام به سبك خودشان! روياهاي جواد زيباست برزگر دركلمات مي پيچد و الهام در صورت و رنگ است. در كارهاي هيلا ظرافت ، ساناز و فريبا در تخيل  موج مي زند.  سيد هم فرم را دوست دارد!

 

من همين جا هستم

همينجا

ميان روزهاي غبار گرفته ديروز

امروز

 فردا

تنها فالي برايم بگيريد

 از هماي شاهدخت

 

گريه ام مي گيرد

بس است!

حالا باد مي آيد و من

 

ولش كن.

زندگيتان را بكنيد.

 

رضا اعرابی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:33  توسط .  | 

 

 

به نظر مي رسد بايد هرچه سريعتر براي هايكو ايراني مختصاتي را تعريف كرد. تا موجوديت آن را بصورتي مشخص بيان نمود! نظرات جناب آقاي  حسين نژاد در : http://kawazu.persianblog.com    جالب توجه است ولي آيا  بحث موجوديت اين شعر را مي شود در فارسي اثبات كرد.

اين قصه سري دراز دارد : بطور مثال بسياري از ناهماهنگي فرهنگي موجود در پاره از مسائل دم مي زنند؛ ذن و بوديسم و ....غيره كه روح هايكوست. آيا عرفان ايراني مي تواند جايگزين كمبودهاي موجود و ... نمود ؟ برخي سئوالات به شوخي بيشتر شبيه اند تا به سئوال! آيا  هاي بيشماري!

با نظر شما جناب آقاي  حسين نژاد موافق هستم، ولي همانطور كه بهتر و بيشتر از من مي دانيد بايد بصورتي علمي و عملي ساده ترين راه رابراي هايكو سرايان تعيين و تبيين نمود كه نخست هدفش را از اين عمل نيك بداند ، دوم در اين كار به جد و با صراحت و صلابت قدم بردارد.

 

موافق نيستيد!؟

 

رضا اعرابی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:29  توسط .  | 

نياز بود که هايکودوستان و هايکونويسان به ويژه دوستان وبلاگ فوتوهايکو (که به تازگی به راه‌افتاده)برای هر چه بهتر سرودن هايکوهای شان از قواعد زير اطلاع داشته‌باشند که آيت عزيز زحمت‌اش را کشيده‌است:

 

 

گردآوري  و ترجمه: سيد آيت حسينی*

 

نوشتن هايكو هرچند ظاهراً ساده به نظر مي­رسد، اما قواعد و اصول بسياري دارد.

 به قول رابرت فراست شاعر آمريكايي: « شعر و شاعري بدون قواعد مثل تنيس بازي كردن بدون تور است». قواعد تا جايي كه دست و پاي شاعر را نبندند و در اختيار او باشند بد نيستند.

باشو گفته است: « قواعد را بياموز و از ياد ببر». پس به عقيده او نخست بايد تمام قواعد را ياد گرفت.

 

 در اينجا تعدادي از قواعد سنتي و جديد نوشتن هايكو در زبان­ ژاپني و زبان­هاي اروپايي را مي­خوانيم. بدون شك رعايت تمام آنها در يك اثر امكان­پذير نيست. زيرا برخي از آنها با هم سازگاري ندارند. بهترين حالت اين است كه از ميان آنها قواعد خود را برگزينيم و به كار ببريم و اگر زماني در هايكو­هاي خود به تكرار رسيديم قواعد جديد­تري را اعمال كنيم.

خواندن آثار بزرگان و تمرين هميشه بهترين راه تسلط به قواعد است:

 

۱- هميشه تعداد هجاهاي هايكوي خود را بشماريد.

 

  

2-     هفده هجا را در يك سطر بنويسيد.

 

  

3-     هفده هجا را در سه سطر بنويسيد.

 

  

4-     هفده هجا را در سه بند به ترتيب پنج، هفت و پنج هجايي بنويسيد. (قالب استاندارد ژاپني)

 

  

5-     هفده يا كمتر از هفده هجا را در سه بند به ترتيب كوتاه، بلند و كوتاه بنويسيد. (قالب رايج در زبان­هاي اروپايي)

 

  

6-     كل هايكو را با يك نفس بايد بتوان خواند.

 

 

 7-     از فصل­وا‍‍ژه­ها (كلماتي كه به فصل خاصي از سال ارجاع مي­دهند استفاده كنيد).

  

 

8-     در پايان بند اول يا دوم ( اما نه هردو) سكوت قرار دهيد.

 

  

9-هرگز اجازه ندهيد كه سه بند هايكوي شما پشت سر هم تشكيل يك جمله كامل بدهند.

 

  

10- ترتيبي دهيد كه رابطه يا تقابل بندهاي اول و دوم تنها پس از خواندن بند سوم مشخص شود.

 

  

11-  هميشه از زمان حال استفاده كنيد و در مورد اينجا و اكنون بنويسيد.

 

  

12-  استفاده از اسامي خاص و ضماير شخصي را تا حد ممكن محدود كنيد.

 

  

13-  تا جاي ممكن از وجه استمراري استفاده نكنيد.

 

 

14-  بد نيست اگر دو بند از سه بند شما (اول و دوم) ساختار نحوي يكسان داشته باشند.

 

  

15-  در مورد ترتيب تصاويري كه هر يك از بندها به دست مي­دهند فكر كنيد. مثلا ابتدا يك منظره از دور، بعد بخشي از آن منظره از نزديك­تر و در نهايت يك كلوزآپ.

 

 

16-  لب مطلب را براي بند آخر نگه داريد.

 

  

17-  سعي كنيد بند اول تا جاي ممكن جذاب و گيرا باشد.

 

 

18-  هميشه فقط در مورد چيزهاي معمولي، با روشي معمولي و با زباني معمولي بنويسيد.

 

 

19-  به مطالعه ذن بپردازيد و بگذاريد هايكوي شما مصداق روش بي­كلام تصويرسازي باشد.

 

  

20-  اديان و فلسفه­هاي مختلف را مطالعه كنيد و بگذاريد اثر آنها در پس­زمينه هايكوي شما انعكاس يابد.

 

  

21-  تنها از تصاوير عيني استفاده كنيد.

 

  

22-  سعي كنيد به سطوح چندگانه از معنا دست يابيد. سطوح بيروني شامل تصاوير عادي و در سطوح عميق­تر فلسفه حيات و جهان­بيني شما.

  

 

23-  از تصاويري استفاده كنيد كه برانگيزاننده انزواي خودخواسته و فقر داوطلبانه باشند. (سابي)

  

 

24-  از تصاويري استفاده كنيد كه برانگيزاننده نوستالژي رمانتيك باشند. (وابي)

 

  

25-  تضادها را بيابيد و در هايكوي خود به تصوير بكشيد.

 

 

26-  از جناس و بازي با كلمات استفاده كنيد.

 

  

27-  در مورد چيزهاي ناممكن به شكلي معمولي صحبت كنيد.

 

  

28-  از تصاوير تداعي­گر معاني متعالي استفاده كنيد ( از جنگ و جنايت و مسائل جنسي صحبت نكنيد)

 

 

29-  تنها از تصاوير مربوط به طبيعت استفاده كنيد. ( از اشاره مستقيم به مسائل انساني خودداري كنيد)

 

  

30- عواطف انساني را با اشاره به جنبه­هاي مختلف طبيعت تداعي كنيد.

 

  

31-  از هرگونه اشاره مستقيم به خود در هايكو اجتناب كنيد.

 

  

32-  استفاده از علائم سجاوندي (نقطه، ويرگول، خط تيره و ...) در هايكو مانعي ندارد.

 

  

33-  گاهي براي ايجاد ايهام از آوردن علائم سجاوندي خودداري كنيد.

  

 

34-  قواعد نگارشي زبان خود را به طور كامل رعايت كنيد.

 

  

35-  از آوردن قافيه پرهيز كنيد.

 

 

36- از آوردن اوزان غير­هجايي (مانند وزن­هاي عروضي فارسي) خودداري كنيد.

 

 

37-  از واج­آرايي (تكرار آواهاي مشابه در يك بند) استفاده كنيد. (مثل تكرار «چ» در مصرع «سرو چمان من چرا ميل چمن نمي­كند...»)

 

 

38-  از آواهاي كلمات براي انعكاس دادن احساسات خود استفاده كنيد.

 

  

39-  هميشه هايكوي خود را به يك اسم ختم كنيد.

 

  

40-  از هر الهام و شهود آني به عنوان نقطه آغازي براي خلق يك هايكو استفاده كنيد.

 

  

41-  از آوردن فعل­هاي زياد خودداري كنيد.

 

  

42-  هر جا كه توانستيد حروف اضافه را حذف كنيد. (مانند از، در، به، با، بين، ميان، روي و ...)

 

  

43-  قيدها را حذف كنيد.

 

 

44-  براي هر اسم بيش از يك معرف ( توصيف كننده­هايي مانند صفات و ...) نياوريد.

  

 

45-  با هايكوي خود مثل شعر برخورد كنيد. هايكو جمله زيباي روي كارت­پستال نيست.

 

  

46-  هر هايكويي را كه به ذهنتان رسيد بنويسيد. حتي بدترينشان را. زيرا مي­توانند الهام­بخش آثاربهتر بعدي باشند.

 

 

از وبلاگ عباس حسیننژاد 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:18  توسط .  | 

 

 

 

مقدمه

 

کودکان به طور طبیعی یک دید هایکووارانه دارند .چون انها به طورناخودآگاه توانایی  درک جهان پیرامونشان وخوب دیدن را داراهستند.

برخلاف بزرگترها که نیاز دارند که با یادگیری هایکو نگاه کردن را نیز یادبگیرند.ویا به عبارتی بهتر دوباره دیدن را باید بیاموزند.

این مقاله قصد دارد راههای آموز ش هایکو به کودکان را یاد دهد وهمچنین بگوید که هایکوچیست ویک هایکوی خوب چه ویژگیهایی دارد.

اما برای آموزش این مطلب نیازهست که معلمها نیز درکنار دانش آموزان هایکونوشتن را تمرین کنند.

در اموزش هایکوبرای کودکان ابتدا هایکو را اینگونه تعریف میکنند.

:شعر کوتاه سه خطی هفده هجایی (5-7-5 ) با کاربرد فصل واژه هایی که به طبیعت اشاره کند.

بنابراین درابتدا باید چیزی بنویسند که با این تعریف همخوانی داشته باشد. اما گرچه این هایکوی خوبی نخواهد شد مگراینکه توضیح دیگری داده شودکه بتوان یک هایکو خوب را ازیک هایکوی بد تشخیص داد.

برای مثال این هایکو که هفده هجایی ست ویک فصل واژه دارد.

 

ماه وآب

باهم زیبا یند

من چه آرامم !

 

بخاطرابهامی که دران هست خوب نیست ودر ان ایماژ(تصویر ذهنی )خاصی وجود ندارد واحساسش را دران توضیح داده ودران هیچ چیزتازه وغافلگیرکننده ای وجودندارد.

اما در مقابل این هایکوهفده هجایی وباداشتن فصل واژه هایکوی بهتری ست!

 

ماه در آب

گرچه شکسته

هنوز آنجاست

 

(Gerald Chee یازده ساله از سنگاپور)

 

چون دارای ایماژ(تصویرذهنی ) خاص وواضحی ست (ماه در آب ) ونه مبهم (ماه وآب)

همچنین هایکوی دوم احساس وارامش را بدون گفتن به خواننده منتقل میکند اما درهایکوی اول می گوید(خیلی قشنگ یا من چه آرامم)

هایکوی دوم نشان میدهد چه اتفاقی افتاده و نشان میدهد که ماهی که درآب انعکاس یافته گرچه شکسته  به نظرمیاید اما هنوز آنجا باقی مانده !

وبه بیان دیگر آرامش بیان شده در هایکوی اول ودوم اینگونه باهم فرق دارد. اگردانش اموزها بتوانند فرق این دوهایکو را درک کنند می توانند هایکو را درسطح بالاتری دنبال کنند.

این شش درس اصول آموزش هایکوبه کودکان ست !(شایدهم بزرگترها)که بتوانند هایکو را درسطوح بالاتری درهایکونویسی وبرای نوشتن یک هایکوی خوب دنبال کنند.

 

 

درس اول -فصل واژه ها

درس دوم-فرم (ریتم هفده هجایی)

درس سوم-ایماژ(تصویرذهنی )

درس چهارم-احساسات(اگاهی از راه حس)

درس پنجم-در لحظه اتفاق افتادن

درس ششم-غافلگیرساختن

 

هایکو

1- فصل واژه

هایکو راه دوباره پیوستن به طبیعت ست چون آگاهی از رابطه انسان با طبیعت ومحیط اطراف خود را بالامی برد .  هایکو معمولا شامل کلمه ای ست که به فصلها اشاره میکندکه در زبان زاپنی به ان Kigoیا فصل واژه گفته میشود.

وقتی افراد در مسابقات شعر شرکت میکردند برای آغاز شعر یک موضوع فصلی انتخاب میکردند مانند برف ، ماه یا گل افتابگردان که در مسابقات قرن هشتم ودوازده دیده شد.

از قرن شانزدهم باگسترش هایکو فصل واژه هایی مانند شکوفه های گیلاس ، قورباغه ،گردباد وسنجاقک نیز شامل شد.

هرچند این فصل وازه ها به فصول وزندگی ژاپنی ها مرتبط میشود ، شاعران هرکشوری میتوانند از فصل واژه های خاص خودشان وبامشاهده تغییرفصول باتوجه به آب وهوای خودشان  استفاده کنند.

گاهی لازم ست معلم به دانش اموزان یک موضوع فصلی دهد مثلا بجای گفتن کلمه پاییز بخواهد ازانها درمورد سنجاقک بنویسند.

 

مهمترین چیز برای یادآوری گفته باشو (1644-1694) مشهورترین هایکونویس که درمورداهمیت نزدیکی به طبیعت را اینگونه بیان میکند."برای نوشتن از کاج ،باکاج یکی شوید."بنابراین شخص بایداینقدر به طبیعت نزدیک شود .

استفاده از فصل وازه باعث میشود هایکونویس به جهان طبیعی اطرافش بپیوندد وهمین لحظه وهمین زمان وهمین مکان را نقل کند.

 

داشتن فصل واژه باعث میشه هایکو عمیق تر وجهانی تربشه. حالااین دوهایکوراکی یکی فصل وازه دارد ودیگری ندارد راباهم مقایسه کنید.

 

همه چیزساکت

مجسمه  جنگجوی پیرمشهور

می نشیند برمیز

 

 

--

پوشیده باخزه

درگوشه سایه دار باغ

جنگجوی پیرمشهور

 

(Jackie Morrisonدوازده ساله ،استرالیا)

-

معلمها توجه داشتند:اکثرشاعرها فصل واژه روبکارمیبرند اما بعضی ازشاعران فصل واژه ای رابکارنمیبرند درمقابل کلمه ای بکارمیبرند که به طبیعت برمیگردد ودر هرفصلی موجودست مثل صدای امواج ...

 

دراین هایکو

 

بازمیگردد ازکوهستان

لباسهای پدر

بوی جنگل

 

(Akira Taniguchi,کلاس ششم ازژاپن)

 

وخیلی ازهایکونویسهای جدید مرجع به طبیعت راباهم حذف میکنند (مانند اولین  هایکوی جنگجوی پیر ) .هرچند برای اموزش هایکو به کودکان بهترست

ابتدا به بعضی ازکلمات کلیدی که به طبیعت برمیگردند چه فصلی باشند وچه فصلی نباشند توجه کنیم مانند جنگل ،دریا ، گل آفتابگردان یا روز کریسمس

که این باعث خواهد شد راحتتر بنویسند.

 

2- فرم

هایکواحتمالا کوتاهترین شکل شعرجهان ست. برای مبتدیان بهترست که ازشکل سنتی هایکو یعنی هفده هجایی بود ن (5-7-5) ودر سه سطرنوشته شدن را دنبال کنند.

بعضی از ژاپنی ها مخصوصا در انگلیسی هایکو را به صورت شعر بدون وزن می نویسند واز قاعده هفده هجایی پیروی نمیکنند چون معتقدندکه با  زبانشان متناسب نیست.وانها را محدودخواهدساخت.

اما کودکان نیازدارند  فرمی را شروع کنند وتوصیه میشود همان فرم هفده هجایی سه سطری وبعدا وقتی توانستند هایکوخوبی بنویسند میتوانند دیگرازین فرم پیروی نکنند.

 

هرچند گاهی داشتن هجایی کمتر یابیشتر نیز پذیرفته ست درصورتیکه هایکوی خوبی باشد.چون حتی باشو ودیگرهایکوسرایان معمولا ونه همیشه ازین قاعده هفده هجایی پیروی میکردند.

 

البته درکل داشتن یک ریتم خوب یکی از کلیدهای شعر خوب ست که هایکونیزشامل میشود. اما هایکو ریتم بکارنمیبرد هرچند هایکونویسان پیشین بدون موفقیت چنین شیوه ای را امتحان کردند.

بهترین شیوه کاربرد ریتم هفده هجایی ست که طبیعی به نظرمیرسدوباریتم طبیعی زبان اصلی . هایکومعمولا با یک نفس طولانی خوانده میشود .

بنابراین دانش اموزان باید برای نوشتن یک هایکوی خوش صدا باگوشها وچشمهاوقلبهایشان  بشنوند.

 

3-  ایماژ (تصویر ذهنی )

هایکو نه تنها راه متصل شدن به طبیعت ست همچنین راه دیدن وتوصیف واضح جهان ست.وچون هایکو کوتاه ست خواننده می بایست قادرباشد 

درسه سطرکوتاه انرا تجربه کند.

لحظه وضوح (دیدن این ایماژها) که ذهن شاعر را متوقف کرده واورا وادارمیکند که در همان مکان هایکویی بنویسد.

برای نوشتن یک هایکوی خوب شخص بایدجهان را به طور واضح ببیندوانرا بطور واضح بنویسدباکاربرد ایماژهای خاص و عینی (نه انتزاعی ) ایماژمعمولا کلمه ای ست یاگروه کلماتی ست که چیزی را نشان میدهند که بیانگر حسی باشد

مثل حس شنوایی ،بویایی ، بینایی ،شنوایی وچشایی ... برای مثال یک کلمه کلی مانند گل را بکار نبرید اما درعوض  زنبق ارغوانی  رابکارببرید که تصویرواضحتری ست. کلید اصلی اینست که به خواننده نگویید ویابرایش توضیح ندهید بلکه باکلمات انرا نشان دهید.

برای مثال وقتی کسی درشب پاییزی به ماه نگاه میکند نگوید"به بالانگاه کردم وماه زیبا رادیدم " صحنه را مانند این هایکوی کودکی بیان کند

 

ماه کامل

میسازد خیابان نقره ای

در اتاقم

 

(Franziska Stagneth,ده ساله از آلمان)

 

اینجاهایکونویس اجازه میدهد ایماژ برای خودش حرف بزند وماه زیبا را تجسم شود.

بعضی ازهایکوهایی که چنین ایماژهایی دارند

 

رودخانه درخشان

می بلعد سفیدی

حواصیل

 

(Koji Nakano, دوازده سال اززاپن)

 

درگرگ ومیش غروب

فقط  می درخشند

قارچها

 

(Keiji Beta,دوازده ساله ازژاپن)

 

واما چند نکته ای که باید ازان اجتناب کرد

الف- از استعاره دوری کنید چون ایماژ را ضعیف میکند برای مثال "گلبرگهای ریخته گیلاس  رقاصه های بالت هستند"

ب- از تشبیه دوری کنیدچون ایماژ راضعیف میکند برای مثال کلمات "مانند "یا "مثل " رابکارنبرید. برای مثال "شاخه های زمستان مانند انگشتان یخزده"

هرچند اگراین یک تشابه غیرمعمول باشد میشود بکاربرد .برای مثال "کلاغهای سیاه مانندنینجاها بر بام پرواز کردند.

ج- ازتکرار کلمات شبیه به هم دوری کنید. "روشن آفتابی"

د-ازکلماتی مانند "زیبا"یا "غمگین .." دوری کنید

ه- ازتوضیح دادن دوری کنید-نشان دهید ؛نگویید. برای مثال "برکه آرام "برای بیان " ساکت ست "

 

4-احساسات یا آگاهی از راه حس

شهرت هایکو برای توصیفات عینی می باشد.یک هایکوی خوب خواننده راتکان میدهد واحساساتش را برمی انگیزد.میتواند حسی مانند غم یا زیبایی یامزاح ویا ناپایداری زندگی باشد.

ولی احساس به طورغیرمستقیم بیان میشود هرگزتوضیح داده نمیشود ولی با ایماژها نقل میشود.

نگویید"تنهاست "اما احساس تنهایی را باکاربرد ایمازها نشان دهید. برای مثال نگویید"قورباغه تنها " یا "قورباغه تنهابه نظرمیرسد"اما قورباغه راتوصیف کنید به گونه ای که نشان دهید تنهاست مثلا اینگونه

"قورباغه کوچک مینشیند درباران سرد "

 

چندمثال برای ایماژهایی که بطورغیرمستقیم یا ماهرانه نشان داده میشود. بازهم درهایکوی چند کودک

 

تنهایی/اندوه

 

نشسته روی ساحل

فرو رفته در بطری

خرچنگی منزوی

 

(Christopher Andrews, دوازده ساله ازاسترالیا)

 

شگفتی

 

مینشیند برگونه ام

 لحظه ای پروانه ای

نبایدنفس بکشم

 

(Myriam Suchet,پانزده ساله از فرانسه)

 

مزاح

 

شب مهتابی

باتماشای ماه ،گربه ها

شکار میکنند موشها

 

(Henrique Neves Fragoso,دوازده ساله ازبرزیل)

 

هیجان

 

درون جیبم

هنوز باقی مانده

تعطیلی تابستان

 

(Shinji Ikeda, کلاس چهارم ازژاپن)

 

5- اکنون

 

هایکو راه کاهش سرعت جهان امروزی مان ست و درنتیجه آوردن آرامش به زندگی وقدران دانستن ست.

باشو می گوید:" هایکو چیزی ست که درهمین لحظه وهمین زمان وهمین مکان اتفاق میافتد."

بهترین هایکو هایکویی ست که معمولا باتوجه به تجربه واقعی شخص در لحظه ودرمکان ودرهمان زمان نوشته میشود

گرچه بعضی افراد هایکو را باتخیل وخاطراتشان مینویسند  اما هایکویی بیشتر واقعی به نظرمیرسد که ازتجربه آنی شخص یا حداقل جزئی از تجربه واقعی شخص باشد.

اگرشخصی ذهن بازی داشته باشد وچشمان کودکانه که بتواند برای لحظه ای ازسرعت ان بکاهد میتواند هایکوهایی را دراطرافمان بگیرد.

واین فقط انچه را که درهمان لحظه اینجاست را درک کرده ایم.

ببینید و انچه راکه اینجایاانجاست کشف کنید .مانند این هایکوی تلخ کودکی در مورد رنج و دلسوزی

 

بعدازباران تند

بر گلبرگ سپید ارکیده

مورچه قرمزی با درد

 

(Nerissa B. Abrazaldo, یازده ساله از فیلیپین)

 

6- غافلگیرکنندگی

 

برای نوشتن یک هایکو شخص باید نسبت به جهان هوشیار باشد. چون زمانیکه ذهن حاضرست یادرخواب نیست ویا مغشوش نیست شخص میتواند بطور واضح ببیند انچه را که واقعا انجاست.

گاهی این کشف به نظرمیرسد غافلگیرکننده باشد گرجه ان چیز همیشه انجابوده ست.

این "واضح دیدن " لحظه ای تازه یا غافلگیرکننده میشود. واین باعث میشود شخص هر روز زندگی را بیشتر درک کند بعضی برای تکان دادن یا غافلگیرکردن خود سعی نمی کنند

 

اما شخصی دیگر ساکت ست وبه آنچه انجاست توجه میکند  مانند "نور آفتاب بر بشقاب صبحانه اش "وزمانی که شخص به انچه که انجاست توجه کند هایکوتوجه اورابه خودجلب میکند

وشخص باید فرم هایکو رابرای انجام ان تمرین کند.

گاهی تکنیک مفیدی برای تمرین اینست  که دوخط هایکورابه دانش امورداده وبخواهیم خط سوم انهابنویسند .اغلب یک چیز تازه وغافلگیرکننده بنویسند. برای مثال

میتواند هایکویی ساختگی مانند این باشد

 

بچه ها میاندازند قوطی زغال کوک /

در دره باریک/.....

گفتن یک خط غافلگیرکننده میتواندخیلی چشمگیرباشد. مانند "بازی پروازمیکند دربالا " یا " بازمیگرد طنین  صداییش" یا "سپس  سکوت" یا "خرسی انها رامی ترساند"

دیدن جهان باچشمان هایکویی همیشه غافلگیرکننده ست مانند این درهایکوی چندکودک

 

به جنگل رفتم

برای چیدن توت

قارچ یافتم

 

(Rabukhina Elisaveta, هشت ساله از روسیه)

 

درحالیکه معلم میخواند

کبوتری بغ بغ کنان

نشسته درلانه اش

 

(Harriet Scheck, نه ساله از انگلیس.)

 

نشسته ام برعلف

کفشدوزکی میخزد روی دستم

من همه جهان اوهستم

 

(Nancy Perez, ده ساله از آمریکا.)

 

 

stray

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:4  توسط .  | 

امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هايكو مي‌شناسند. هايكو شعري است 17 هجايي كه در سه سطر نوشته مي‌شود , سطر اول و سوم هركدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند. هايكو نه وزن دارد و نه قافيه و آرايه‌هاي كلامي در آن به ندرت به كار مي‌رود. حدود دو هزار سال پيش هايكو جزوي از يك فرم شعري 31 هجايي به نام تانكا بود كه از دو بخش تشكيل مي‌شد و معمولا آن را شاعران به شيوه پرسش و پاسخ مي‌سرودند. بخش نخست تانكا 17 هجا دارد و بخش دوم آن 14 هجا. تانكا به معني شعر كوتاه است و در مقابل آن چوكا قرار دارد كه به معني شعر بلند است. با اينكه در ژاپن به غير از تانكا و چوكا چندين فرم شعري ديگر هم وجود دارد شعرهاي كوتاه محبوبيتشان بيش از بقيه است. در